عبادت معنی انگلیسی prayer worship واژههای انگلیسی با این معنی devotions عبادت، دعا، نماز ritual practice عبادت triduum عبادت سه روزه، سه روز، ايام ثلاثه . small hours ساعات عبادت صبحگاهي، سحرگاهان. Tenebrae عبادت سه روز آخر هفته ي عيد پاک recessional hymn سروديکه هنگام دست کشيدن کشيشان از عبادت، نواخته ميشود Zen فرقه بوداييان طرفدار تفکر و عبادت ورياضت. worship پرستش، عبادت، ستايش d. service نماز، عبادت خدا vespers نماز مغرب، عبادت شامگاهي. recusance سرپيچي، امتناع از حضور در مجالس عبادت. ashram محل منزوي و آرام که گروهي از هندوان در آنجا، به طور ساده زيست و عبادت ميکنند، آشرام divine service نماز، پرستش، عبادت devotionalist پارسا، زاهد، عبادت کننده ritual وابسته به شعائر، متضمن تشريفات، آيين پرستش ritualistically وابسته به شعائر، متضمن تشريفات، آيين پرستش service خدمت، استخدام، نوکري Sorb خدمت، استخدام، نوکري