عزیمت کردن معنی انگلیسی go hop leave part quit step واژههای انگلیسی با این معنی start عازم شدن، عزيمت کردن، رهسپار شدن leadoff عازم شدن، عزيمت کردن، رهبري کردن vamoose بسرعت عازم شدن، کوچ کردن، عزيمت کردن. mog دور شدن، رفتن، عازم شدن port of embarkation بندر عزيمت، بندر سوار شدن يا بار کردن کالاها