علامت&
معنی انگلیسی
ampersand
واژههای انگلیسی با این معنی
- signal علامت، نشان، راهنما
- codes and codification علامت، علامت گذاري
- signum علامت.
- symptomless بي علامت، بي نشانه .
- fog signal علامت مه، علايم مه
- road marking علامت راه، نشانه گذاري راه
- crypto علامت رمز، رمز، پوشيده
- cut-off signal علامت قطع
- sign bit بيت علامت
- sign digit رقم علامت
- stop dog علامت وقف
- symbol table جدول علامت، جدول نمادها، جدول نمادي
- asymptomatic بدون علامت، بدون نشانه ء مرض.
- question mark علامت سوال، نشان پرسش (؟) .
- zooks علامت تعجب، عجبا، زکيسه .
- flash signal علامت فلاش، سيگنال فلاش
- brand name علامت ساخت، نام تجارتي
- sign position مکان علامت، موقعيت علامت
- visual signal علامت بصري، علايم بصري
- idle indicating signal علامت آزاد
- index mark علامت شاخص
- negative signe علامت منفي
- positive sign علامت مثبت
- sign flag پرچم علامت