عمل ریختن معنی انگلیسی spill spillage واژههای انگلیسی با این معنی spilth عمل ريختن، هر چيز ريخته يا لبريز شده spillage عمل ريختن، مقدار ريختگي، سر ريز practise or tice عمل کردن، دنبال کردن، مشق دادن vat خمره، در خمره ريختن، در خمره عمل آوردن affusion ريزش، ريختن، عمل پاشيدن