فراش معنی انگلیسی handyman lackey office boy porter واژههای انگلیسی با این معنی marriage bed فراش، عقد نامه، سند ازدواج apparitor فراش، شاطر، چاووش postman فراش پست، نامه رسان janitress فراش زن. remarrying تجديد فراش footman نوکر، فراش، گيره يا سه پايه براي نگاهداشتن چيزي در peon سرباز پياده، فراش، پيک beadle شاطر، فراش، مستخدم جزء کليسايادانشگاه office boy پيشخدمت، فراش. remarriage ازدواج مجدد، تجديد فراش. remarry دوباره عروسي کردن، تجديد فراش کردن sergeant at arms ماموراجرا، فراش (درانجمنهاومجايها) bed بستر، رختخواب، فراش lackey نوکر، پادو، فراش janitor دربان، سرايدار، فراش مدرسه caretaker سرپرست، مستحفظ، سرايدار. scout ديده ور، پيشاهنگ، خبرگير lacquey نوکر، پادو، چاکر