فرستاده معنی انگلیسی ambassador emissary envoy herald legate messenger واژههای انگلیسی با این معنی apostle فرستاده، رسول، حواري envoy فرستاده، مامور، نماينده god's messenger فرستاده خدا، رسول خدا، پيغمبر nunico فرستاده پاپ، سفير پاپ envoy extraordiinary فرستاده فوق العاده، نماينده فوق العاده consignee گيرنده کالاي فرستاده شده، محمول اليه remittee گيرنده (پول فرستاده شده) invisible exports فرستاده هايا صادرات نامحسوس، فرستاده هاي نامعلوم، در رو alley-oop-shot پرتاب نزديک سبد(باپرش روي پاس فرستاده) expeditionary اعزامي، فرستاده internunico نماينده پاپ، فرستاده پاپ، قائم مقام نماينده پاپ opostolic delegate نماينده پاپ، فرستاده پاپ shop drawing نقشه يا تفصيل مشخصات فني که بکارخانه اي، فرستاده ميشود work drawing نقشه ياتفصيل مشخصات فني که بکارخانه اي، فرستاده ميشود chiaus چاوش، فرستاده يا سفير ترک invoice سياهه، صورت کالاي فرستاده شده، صورت حساب missent به مقصد نرسيده، به نشاني عوضي فرستاده شده messenger پيغام آور، قاصد، فرستاده sent (ماضي واسم مفعول فعل send)، فرستاد، فرستاده . consignment امانت فرستي، ارسال، کالاي فرستاده spot pass پاس غيرمستقيم، پاسي که بجاي فرستادن به بازيگر به نقطه، معيني فرستاده مي شود (فوتبال آمريکايي) DCD حروف اختصاري Data Carrier Detected، سيگنالي است، که مودم در ارتباطات سريال به کامپيوتر فرستاده و نشان missive نامه، پيغام نوشته، نامه رسمي missionaries مبلغ، دعوت کننده، مروج