فریاد معنی انگلیسی agony bark call cry exclamation howl hue outcry scream shout whoop yell واژههای انگلیسی با این معنی scream فرياد، جيغ، داد shout فرياد، داد، جيغ blurted فرياد، داد، جار blurting فرياد، داد، جار cries فرياد، داد، جار cry فرياد، داد، جار hallooed فرياد، داد، جار keened فرياد، داد، جار keening فرياد، داد، جار outcry فرياد، غريو، داد exclamation فرياد، بانگ، ندا vociferation فرياد، داد، نعره clamour فرياد (زدن، کردن)، غوغا (کردن) vociferator فرياد زننده، داد زدن holler فرياد خوشحالي، صداي مخصوص هر حيوان (مثل صداي قورباغه)، فرياد کردن whoopee فرياد خوشحالي، زمان خوشي، هورا. kiai فرياد (کاراته) yowl فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره، هلهله yell فرياد زدن (يا کشيدن)، نعره زدن، فرياد war whoop فرياد جنگ (سرخ پوستان)، قيه . escry فرياد و غريو جنگي سردادن، نعره جنگي yawl فرياد زدن (يا کشيدن) نعره زدن، فرياد، نعره tallyho فرياد شکارچي هنگام ديدن روباه که از، پناهگاه بيرون دويده view halloo فرياد شکارچي پس از مشاهده بيرون جستن، روباه از پناهگاه