فعلی معنی انگلیسی actual current present present-day verbal واژههای انگلیسی با این معنی actual فعلي، واقعي، کنوني nonce حال فعلي، مقصود فعلي celestial gion کره فعلي acceptance by conduct قبول فعلي present conditions شرايط فعلي current graph نمودار فعلي current purchasing power قدرت خريد فعلي، حسابداري که در آن، نرخهاي جاري مبناي محاسبه ميباشند net present value ارزش فعلي خالص، ارزش حال خالص current location counter شمارنده مکان فعلي current directory دايرکتوري جاري يا فعلي cumulative preferential سود پس افتاده و فعلي سهام ممتازه assumed position موضع فرضي، موضع فعلي، موضع اشغال شده فعلي present value ارزش حال، ارزش فعلي present worth ارزش حال، ارزش فعلي current operating allowance سهميه موجود عملياتي، سهميه عملياتي فعلي discounted cash flow مبلغ تنزيل شده پرداختها و هزينه هاي آتي، ارزش فعلي پرداختها و هزينه هاي آتي verbal زباني، شفاهي، فعلي zeugma مطابقه معنوي، (بديع)، اسعتمال صفت يا قيد يا فعلي براي دو present حاضر، موجود، کنوني effective موثر، کارگر، قابل اجرا PDA حروف اختصاري Personal Digital Assistant، نام نوعي، کامپيوتر دستي سبک وزن است که براي کاربردهاي شخصي