قاصد معنی انگلیسی carrier courier forerunner herald homing messenger واژههای انگلیسی با این معنی malachias قاصد، پيک، ملاکي نبي messenger پيغام آور، قاصد، فرستاده courier پيک، قاصد، چاپار taraxacum کاسني زرد، شير دندان، گل قاصد. runner دونده، شخص يا اسبي که در مسابقه دو شرکت مي کند، پادو herald پيشرو، جلودار، منادي post پست، چاپار، صندوق پست homing به سوي خانه يا هدف، عازم منزل، به طرف سرمنزل