قبلا معنی انگلیسی already before formerly once previously since واژههای انگلیسی با این معنی prerecord قبلا ضبط کردن، قبلا ثبت کردن. predesignate قبلا تعيين شده، مقدور، قبلا تعيين کردن. preassigned قبلا تعيين شده، قبلا تخصيص داده شده . pretypify قبلا نشان دادن، قبلا اعلام کردن. preordain قبلا مقرر داشتن، قبلا وقوع امري را ترتيب دادن. prearrange قبلا ترتيب دادن، قبلا تهيه کردن. preheat قبلا حرارت دادن، قبلا گرم کردن. preselect قبلا انتخاب کردن، پيش بيني موضع کردن pretreat قبلا معالجه کردن، از قبل بحث کردن. presanctified قبلا تقديس شده . post race مسابقه اي که صاحب اسب قبلا نام اسب را، ثبت مي کند turnkey system سيستم کامپيوتري که قبلا" تدارک ديده شده، و براي استفاده آماده است، سيستم جامع forlorn hope دسته اي که قبلا مامور حمله و بمباران جاي محصوري، ميشوند، طلايه already پيش ازاين، قبلا، هم اکنون aforetime پيشتر، قبلا، سابقا thereinbefore در سطور قبل همان قرارداد، قبلا" previously پيشتر، قبلاً، سابقاً forefeel از پيش احساس کردن، قبلاً احساس کردن pre arrange از پيش ترتيب دادن، قبلا قرار گذاشتن re-attachment توقيف مجدد، در مورد کسي که قبلا" توقيف شده بوده و، به علتي بدون تعيين تاريخ دقيق آزاد شده antistrophe حرکت از چپ به راست، دسته ي خوانندگان در پاسخ به دسته اي که قبلا، از سمت beforehand پيش، جلو، قبلا aforehand پيش، جلو، قبلا erstwhile (formerly، erst) سابقا، قبلا.