قد معنی انگلیسی determined difficult headstrong height stature واژههای انگلیسی با این معنی stature قد، قامت middle sized ميان قد، نه زياد بزرگ نه زياد خرد، متوسطالقامه full length تمام قد، قدي، نماينده تمام قد انسان. middle-sized ميان قد، متوسط القامه strapping قد بلند، تنومند full-length تمام قد، قدي whole length تمام قد pygmaean قد کوتاه، کوتوله، وابسته به پيگمي ها. pygmean قد کوتاه، کوتوله، وابسته به پيگمي ها. liliputian قد کوتاه، کوتوله nanism قد کوتاهي، کوتاهي dwarfish کوتاه (قد)، کوتوله مانند manakin ادم کوتاه قد، مانکن، ادمک. stretcher سنگ يا آجري که از قد يا درازا کار گذاشته، شود، تخته زير پايي midget آدم بسيار قد کوتاه (که بمعرض نمايش گذاشته، ميشود) size اندازه، قد، مقدار hgt مخفف: بلندي، قد، قامت talll بلند، قد بلند، بلند بالا tall بلند، قد بلند، بلند بالا high grown بلند بالا، بلند قد، داراي سبزيکاي يا درخت کاري بلند Pigmy کوتاه، قد کوتاه manikin کوتوله، آدم قد کوتاه، نمونه کالبدانسان که در کالبد شناسي بکارمي mannikin کوتوله، آدم قد کوتاه، نمونه کالبدانسان که در کالبد شناسي بکارمي pug لوکوموتيوکوچک براي مانوردر ايستگاه، يکجورسگ کوتاه قد و پهن بيني