high grown معنی فارسی بلند بالا، بلند قد، داراي سبزيکاي يا درخت کاري بلند واژههای دیگر با معنی «بلند بالا» beadroll فهرست بالا بلند، ليست بلند، کاتالوگ talll بلند، قد بلند، بلند بالا tall بلند، قد بلند، بلند بالا strapper تازيانه زن، تسمه کار، تسمه بند. elevated بلند، فرازين، بالا highbrow اهل فضل و هنر، انديشمند، داراي طبع بلند و سليقه ي خوب stilted سوار چوب پا، بالا ايستاده، بلند uprear بلند شدن، بالا بردن، نصب کردن. hoist بالا بردن، بلند کردن، بر افراشتن ascend بالا رفتن، صعود کردن، بلند شدن