قرار گذاشتن معنی انگلیسی arrange واژههای انگلیسی با این معنی pre arrange از پيش ترتيب دادن، قبلا قرار گذاشتن reschedule دوباره برنامه ريزي کردن، دوباره قرار گذاشتن، در شرايط وام تجديد نظر کردن preconcert از پيش با هم درست کردن، از پيش با هم قرار گذاشتن stipulate قيد کردن، شرط کردن، قرار گذاشتن arrange مرتب کردن، منظم کردن، ترتيب دادن inclose درميان گذاشتن، قرار دادن، فرستادن expose to rays در معرض اشعه قرار دادن، در معرض نور گذاشتن posit قرار دادن، مسلم گرفتن، گذاشتن