قفس
معنی انگلیسی
cage
واژههای انگلیسی با این معنی
- birdhouse قفس، مرغداني.، تالار براي نمايش پرندگان
- coop قفس، قفص، مرغدان
- cage قفس، قفس نهادن، در زندان افکندن
- bogen cage قفس بوگن
- cageling مرغ قفس.
- needle cage قفس سوزني
- faraday's cage قفس فاراده
- uncage از قفس رها کردن، ازاد کردن.
- squirrel-cage rotor رتور قفس سنجابي
- hutch قفس (خرگوش و غيره)، جعبه، صندوق
- double squirrel-cage motor موتور قفس سنجابي دوبل، موتور با شيار دوبل
- double squirrel-cage موتور با رتور قفس سنجابي دوبل
- happy family دسته اي ازجانوران جوربجورکه دريک قفس باهم، زندگي ميکنند
- playpen تخت نرده دار، قفس بچه، تاپوچي
- termitarium لانه موريانه، قفس موريانه
- termitary لانه موريانه، قفس موريانه
- cage rotor رتور قفسي، رتور اتصال کوتاه، رتور سنجابي