قورت معنی انگلیسی swallow واژههای انگلیسی با این معنی ingestion قورت، بلع ingestive قورت دهنده، بشکم برنده، وابسته به قورت و بلع دادن خوراک swallower قورت دهنده، بلعنده . englut بلعکردن، قورت دادن، سيرکردن. dysphagia سختي، قورت دادن، عسرت بلع deglutition فروبري، قورت دادن، بلع deglutitious فروبري، قورت دادن، بلع ingest به شکم بردن، قورت دادن wormwood خاراگوش، افسنطين، قورت اودي absinth عرق افسنطين، خاراگوش، درمند رومي regorge بالا اوردن، قي کردن، دوباره فروبردن bounce بالاجستن، پس جستن، پريدن bouncily بالاجستن، پس جستن، پريدن bounciness بالاجستن، پس جستن، پريدن draught کشش، چيزکشيدني، بار