قوز کردن معنی انگلیسی crouch huddle hump hunch scrunch slouch squat stoop واژههای انگلیسی با این معنی squat چنباتمه زدن، قوز کردن boss رئيس کارفرما، ارباب، برجسته camber خميده کردن، منحني کردن، قوز يا خميدگي اندک outdare به مبارزه طلبيدن، سر قوز آوردن، تحريک بجنگ کردن hunch خم کردن، بشکل قوز در آوردن (با up يا out)، قوزکردن