قیام معنی انگلیسی insurgence resurrection rising uprising واژههای انگلیسی با این معنی resurgence قيام، باز خيز، محشر counterrevolution قيام بر ضد انقلاب، انقلاب متقابل.، جنبش براي سرکوبي انقلاب Jacquerie شورش و قيام روستاييان، طبقه روستايي، دهاتيان. rising برخاست، قيام، قيامت resurrection رستاخيز، قيام، بازخيز insurgence (insurgency) تمرد، قيام، شورش whomp up بسرعت تهيه کردن، قيام کردن، برانگيختن uprising شورش، طغيان، قيام upsurge بسوي بالا موج زدن، صعود ناگهاني، قيام فوري و ناگهاني. insurrection طغيان، فتنه، شورش consist مرکب بودن، ساخته شدن يابودن، ايست داشتن arises برخاستن، رخ دادن، روي دادن arising برخاستن، رخ دادن، روي دادن arisen برخاستن، رخ دادن، روي دادن arise برخاستن، بلند شدن، رخ دادن