لایحه معنی انگلیسی act bill enactment measure واژههای انگلیسی با این معنی essay لايحه، مقاله، کوشش remanet لايحه معوق، عرضحال معوق، باقي مانده financial bill لايحه مالي cross bill لايحه دفاعيه، شکايت متقابل statement of defence لايحه دفاعيه army program memorandum لايحه برنامه هاي نيروي زميني، لايحه برنامه هاي ارتشي first reading طرح نخستين لايحه قانوني در مجلس. bill of attainder لايحه قانوني مصادره اموال کساني که به، علت خيانت يا جنايت محکوم شده باشند pocket veto رد لايحه قانوني بوسيله معوق گذاردن ان. CETA مخفف: لايحه ي استخدام و کار آموزي همگاني omnibus bill لايحه قانوني که مسائل گوناگون در بر دارد essayist مقاله نويس، لايحه نويس negative voice حق رد، رد، منع logrolling عمل غلتاندن الوار و کنده ي درخت و انداختن آن، به رودخانه، کنده غلتاني amendment اصلاح، تصحيح، تغيير paper کاغذ، روزنامه، بسته