لخته معنی انگلیسی clot dollop glob gob length loaf patch واژههای انگلیسی با این معنی lobed لخته لخته، فص فص، بريده بريده lobate لخته لخته lobar لخته اي، واقع در قسمت هاي شش thrombocyte لخته ساز، ترومبوسيت، رجوع شود به platelet thromboplastin لخته ساز، لختگي آور، لختاک pig lead لخته سرب، توده سرب. lobule لخته کوچک، تيکه کوچک که بچيزي آويخته يا از آن پيش، آمدگي داشته باشد curdling chemistry شيمي لخته dispergation لخته زدايي، والختي fibrinogen تار لخته زا، فيبرينوژن fibrinolysin تار لخته گشا thromboembolism رگ بست لخته زاد، لخته گرفتگي، ترمبوآمبوليسم thrombophlebitis لخته شدگي و رگ افروختگي fibrinogenic وابسته به يا همانند تار لخته زا، تار لخته زا ساز thrombus خون منعقد شده در رگ، لخته . thrombin ترومبين، لخته گر، لخته ساز thromboxane ترامبوکسان، لخته گر clot دلمه، لخته خون، بسته شدن gelatinized دلمه، لخته خون، بسته شدن pig iron اهن توده، اهن لخته peptization والختي، لخته زدايي bilobate دولختي، منقسم بدو لخته، دو لبه . cyanogen agent عامل سيانيد، عامل لخته کننده خون، عامل شيميايي سيانوژن coagulase مواد منعقد کننده، مواد دلمه يا لخته کننده .