لرزنده معنی انگلیسی quaky واژههای انگلیسی با این معنی aquiver لرزنده، لرزان، متزلزل quivery لرزنده، لرزان 7 متزلزل، سست shakier لرزنده، لرزان 7 متزلزل، سست shakiest لرزنده، لرزان 7 متزلزل، سست shaky لرزنده، لرزان، متزلزل tremulous لرزنده، تحريردار، لرزش دار aspen لرزنده، مانند برگ سپيدار populus tremula لرزنده، مانند برگ سپيدار wobbler لرزنده، لنگ، تلوتلو خور. shivery لرزنده، لرزان vibrator coil کويل لرزنده tremellose لرزنده (چون لرزانک) vibrating relay regulation تنظيم با رله لرزنده thrilling لرزاننده، لرزنده، مختلج trembling لرزش، لرزنده vibratile جنبنده، قابل اهتزاز، قابل ارتعاش