لقاح
معنی انگلیسی
conception fecundation
واژههای انگلیسی با این معنی
- oosperm تخم لقاح شده، تخم.
- self fertility لقاح خود بخود، خود باروري، حاصلخيزي خود بخود.
- crossfertilize لقاح متقابل کردن، پيوستن دو نوع متفاوت از طريق لقاح.
- parthenocarpy ميوه اوري بدون لقاح.
- interfertile قابل لقاح در داخل خود، اماده زاد و ولد دوتايي باهم
- anemophilous لقاح شونده در اثر باد.
- autoerotic مربوط به لقاح با خود .
- cross fertilization لقاح دو سلول جنسي متفاوت، لقاح متقابل.
- cross fertile اصلاح نژاد از راه لقاح متقابل.
- superfecundation لقاح دوياچند تخم در يک تخم ريزي.
- interfruitful قابل گرده افشاني يا لقاح با يکديگر.
- autogamous مربوط به لقاح يا باروري گل بوسيله گرده، خودش.
- gametophore سلول تغيير يافته و منشعب جنسي قابل لقاح.
- apomixis تکثير بوسيله ء بافتهاي تناسلي ولي بدون لقاح.
- cross pollinate بطور مصنوعي گرده افشاني کردن، لقاح
- syngamy هم زامي، لقاح
- cross polinize بطور مصنوعي گرده افشاني کردن، لقاح.
- reg گشن گرده، گرده لقاح
- zygose آميخته، وابسته به لقاح، وابسته به گشنيدگي
- zygosity گشنيدن، کيفيت تخم لقاح شده، پيوند جنسي.
- zygote (zygotic) (ج.ش) تخم گشنيده شده، سلول گشنيده شده يا لقاح شده، ياخته اي که از ترکيب دو سلول جنسي(Gamete)
- zygotic تخم گشنيده شده، سلول گشنيده شده يا لقاح شده، ياخته اي که از ترکيب دو سلول جنسي
- zygosis آميختگي جنسي، ترکيب، پيوستگي