لوله معنی انگلیسی barrel conduit duct pipe pipeline roll sleeve tube tubing واژههای انگلیسی با این معنی pipe لوله، تنبوشه، ني tube لوله، (تونل براي) راه آهن زير زميني، شيپور tubeless لوله، (تونل براي) راه آهن زير زميني، شيپور tubulation لوله، لوله سازي، شکل لوله downtake لوله، دودکش، بادکش drain pipe لوله، لوله زهکشي duct لوله، مجرا tubular لوله اي، به شکل لوله، سيگاري nozzle سر لوله، دهنه، آب پخش کن tubulose لوله اي، داراي گلهاي کوچک لوله اي tubulous لوله اي، داراي گلهاي کوچک لوله اي tubiform لوله اي، مانند لوله ductile لوله شو، نرم، رام tubate لوله اي، لوله دار fistular لوله اي، ناسوري blast main لوله دم blast pipe لوله دم fire hose لوله آب pipe cutter لوله بر pipe layer لوله کش pipe-layer لوله کش pipe-line خط لوله pipeline خط لوله tube cutter لوله بر