لپ معنی انگلیسی cheek jowl واژههای انگلیسی با این معنی lobotomize لپ برداري کردن، بخشي از مغز را برداشتن، از هوش و احساس انداختن lap n لف لف، لپ لپ، ليس guzzle حريصانه خوردن، لپ لپ خوردن، صرف ميگساري کردن plumper چيزي که در دهان مي گذارندکه گونه هاي فر، رفته را پر کند، لپ پر کن gobbler بوقلمون نر، پرخور، لپ لپ خورنده gobble حريصانه خوردن، تندخوردن، غورت دادن chip خرده چوب، خاشاک، ترکانيدن slurp هش هش کردن، ملچ ملچ کردن، هرت کشيدن jowl ارواره، ارواره زيرين، گونه