متحمل شدن معنی انگلیسی bear shoulder suffer sustain واژههای انگلیسی با این معنی landing wires سيمهايي براي متحمل شدن نيروهاي وارد بر، سازه هواپيما در حال فرود incur برخود اوردن، متحمل شدن، مواجه شدن با endure تحمل کردن، بردباري کردن دربرابر، متحمل شدن sustain نگاهداري کردن، نگهداشتن، متحمل شدن defray دادن، پرداختن، متحمل شدن defrayable دادن، پرداختن، متحمل شدن stick out اصرار کردن، پيش امدگي داشتن، جلو امدن