متمایل به
معنی انگلیسی
acious _ ive _ y prone subject
واژههای انگلیسی با این معنی
- dermotropic متمايل به پوست، پوست گراي.
- blae ابي متمايل به سياه، خاکستري ابي رنگ.
- grayish متمايل به خاکستري.
- violescent متمايل به رنگ بنفش
- pruplish متمايل به رنگ ارغواني.
- scampi ميگوي درشت و متمايل به سبز، اسکامپي، ميگوي درشت سرخ کرده يا پخته
- zenkatsu dachi ايستادن متمايل به جلو (کاراته)
- coral pink رنگ ارغواني متمايل به زرد کمرنگ.
- contradictious متمايل به مخالف ياتکذيب سخن ديگران
- grayback هر حيواني که رنگش متمايل به خاکستري باشد
- oriented گرويده، متمايل به، جهت دار.
- yellowy نسبتا زرد، متمايل به زردي
- dancy سرحال، متمايل به رقص.
- fattish چاق، متمايل به چاق.
- mollescent نرم شونده، متمايل به نرم شدن
- forward slope شيب جلو، شيب متمايل به جلو
- pneumotropic ريه گراي، متمايل به نسج ريوي.
- bossy داراي برجستگي، متمايل به رياست مابي، ارباب منش.
- downward compatibility سازگاري بزير، سازگار متمايل به پايين
- neologian وابسته به تعليمات نوين مذهبي، متمايل به تعليمات نوين مذهبي
- simplist ساده انگار، متمايل به ساده پنداري همه چيز، رجوع شود به simplistic
- fullwrite professional يک برنامه جديد واژه پردازي براي کامپيوتر، مکينتاش که متن را با نمودارهاي متمايل به، مقصود کاملا" عجين مي کند
- downward پايين، زيرين، متمايل به پايين
- contractive منقبض کننده، جمع کننده، چوروک کننده