متوجه کردن معنی انگلیسی aim direct set shift turn واژههای انگلیسی با این معنی introvert سوي درون کشيدن، در لوله يا غلاف خود کردن، بخود متوجه کردن apostatizing دست از کيش خود کشيدن، مرتد شدن، گرداندن animadvert خرده گرفتن، اعتراض کردن، متوجه شدن tergiversating گرداندن، برگرداندن، وارونه کردن turn گرداندن، برگرداندن، وارونه کردن overhang آويزان بودن، تهديد کردن، مشرف بودن hansardize (وکيلي رادرمجلس) متوجه مذاکرات جلسه پيش، خودش کردن impend مشرف بودن، تهديد کردن، متوجه بودن