مجددا معنی انگلیسی again re- واژههای انگلیسی با این معنی re claim مجددا ادعا کردن، تقاضاي مجدد. reintegrate مجددا برقرار کردن، تجديد کردن، دوباره جمع اوري و متحد کردن reconfigure مجددا پيکره بندي کردن retool مجددا با ابزار تجهيز کردن.، نوسامان کردن، نوسازمان کردن reentry vehicle مدول يا قسمتي از سفينه فضايي که مجددا، بايستي از جو عبور کند تا به زمين برسد redecorate تزئينات تازه کردن، مجددا اراستن. eerom دستگاهي که به طور الکتريکي پاک شده و، مجددا" برنامه ريزي مي گردد refresh rate تعداد دفعات در ثانيه که يک تصوير بر روي، CRT بايد مجددا" ترسيم شود تا چشمک نزند، ميزان دوباره سازي redeploy جابجا کردن، نقل و انتقال دادن، مجددا مستقر کردن venturi لوله ونتوري، کانال يا مجرايي براي جريان، سيال که در گلوگاه کمترين سطح مقطع را realign رديف کردن، به صف کردن، آراستن LCR [کنترل زوايد طولي]، سرنام عبارت " "longitudinal redundancy check (به، مفهوم کنترل زوائد طولي)