مجرم معنی انگلیسی criminal delinquent convict guilty واژههای انگلیسی با این معنی pronounce quilty مجرم قلمداد کردن persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم، در CL هر گاه کسي پس از رسيدن به 21 سال، سه بار مرتکب جرايمي که مجازاتشان حبس extradition تسليم مجرم گريخته بدولت خودش، استردادمجرمين، پس دادن گناهکار open vertict راي حاکي ازوقوع جرم بدون تصريح مجرم culpable مقصر، مجرم، سزاوارسرزنش open verdict راي هيات منصفه حاکي از وقوع جرم بدون، تصريح مجرم preventive detention توقيف احتياطي، تمديد مدت حبس مجرم به عادت که تقريبا"، به سيستم اجراي نظر تشديد مجازات و يا principal offender مباشر، مباشر در جرم، مجرم اصلي violaor متخلف، متجاوز، پيمان شکن delinquent غفلت کار، کوتاهي کننده، مقصر criminalize جرم شناختن، تبديل به جرم کردن، مستوجب کيفر شناختن offender متخلف، تخلف کننده، خطا کار criminal جنائي، جنايتي، جنايتکار