محبوب معنی انگلیسی beloved darling favorite desirable fair-haired favored pet popular truelove valentine واژههای انگلیسی با این معنی darling محبوب، عزيز، معشوق deary محبوب، عزيز، معشوق gracioso محبوب، سوگلي، لوده و مسخره . soul mate محبوب، معشوق، دلبر. cuddlesome محبوب، پرنوازش. beloved محبوب beloved of all محبوب همه belovedby ball محبوب همه finger horse اسب محبوب ingratiation محبوب سازي love object شيئي محبوب endearing محبوب کننده، عزيز کننده، دوست داشتني کننده vacationland محل محبوب گردشگران، تفريحگاه، محل توريستي socko رايج، محبوب، مد روز loveable دوست داشتني، محبوب، جذاب. boffo بسيار موفق، محبوب love less فارغ از عشق، نا محبوب ingratiate طرف توجه قرار دادن، محبوب کردن، شيرين کردن PET دستآموز، شخصنازپرورده، محبوب dear عز?ز، گرامي، محبوب unpopular غيرمشهور، بدنام، غير محبوب dislikable قابل تنفر، دوست نداشتني، غير محبوب. dislikeable قابل تنفر، دوست نداشتني، غير محبوب. kitsch پر زرق و برق و کم محتوا، پر نمايش و پر لاف و گزاف ولي سطحي، محبوب ولي کم ارزش