محیط کردن معنی انگلیسی circumscribe واژههای انگلیسی با این معنی rezone محيط چيزي را اصلاح کردن، محيط را تغيير دادن، از نو محدوده تعيين کردن. acid alkylation آلکيل دار کردن در محيط اسيدي circumscription تعريف محيط کردن شکلي برشکل ديگر، تحديد، تعريف circumscribe محدودکردن، محيط کردن (بر) constrainment محدودکردن، محيط کردن (بر) circle دايره، محيط دايره، هاله girth تنگ، تنگ اسب، محيط