محیل معنی انگلیسی arch astute cagey cagy calculating crafty cunning foxy politic vulpine wily واژههای انگلیسی با این معنی wilier حيله گر، محيل، موذي wiliest حيله گر، محيل، موذي wily حيله گر، محيل، موذي subtile فرار، ظريف، محيل worldly wise جهان ديده، عاقل درامور مادي، محيل و زرنگ. Jesuit کارمند که درسال 1533 تاسيس شد، آدم دورو، بدعت گذار subtle زيرک، هوشيار، عيار drawer کشو، خانه کش، خانه slier سربتو، اب زيرکاه، روبه بار sliest سربتو، اب زيرکاه، روبه بار sly سربتو، اب زيرکاه، روبه بار