دیکشنری فارسی

drawer

UKdrɔːr USdrɔ:

معنی فارسی

کشو خانه کش خانه برات کش محيل ابدار زيرشلواري

معنی کامل و مثال‌ها

/drô´ǝr, drôr/n.

شخص یا چیزی که می‌کشد (رجوع شود به: draw)

(در آبجو فروشی و غیره) کسی که مشروب را از بشکه می‌کشد

کسی که چک یا حواله می‌کشد، چک‌نویس، حواله دهنده، صادر کننده (ی حواله یا چک)، برات‌کش

نقشه‌کش، رسام، طراح

(میز و کمد و غیره) کشو، کشویی

put the files in the drawer

پرونده‌ها را در کشو بگذار.

a desk drawer

کشو میز تحریر

تعریف انگلیسی

noun
  1. a boxlike container in a piece of furniture; made so as to slide in and out
  2. the person who writes a check or draft instructing the drawee to pay someone else
  3. an artist skilled at drawing

واژه‌های دیگر با معنی «کشو»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن