مخالفت کردن معنی انگلیسی challenge contravene gainsay object oppose protest resist thwart واژههای انگلیسی با این معنی antagonize مخالفت کردن، ضديت کردن، ستيزه کردن contravene مخالفت کردن با، ردکردن، معارض شدن با repugn مخالفت کردن (با)، تناقص داشتن (با)، ناسازگار بودن (با) terrorism اصول حکومت کردن يا مخالفت با دولت بوسيله، تهديد و ايجاد وحشت reluct استقامت کردن، شوريدن، بي ميلي نشاندادن. resist مقاومت کردن، ايستادگي کردن، حريف شدن