مختصر کردن معنی انگلیسی abbreviate abridge curtail prune واژههای انگلیسی با این معنی abridge مختصر کردن، کوتاه کردن، کم کردن abbreviate مختصر يا مخفف کردن (کلمه)، کوتاه کردن، مختصر کردن step in بازديد مختصر وکوتاهي کردن، مداخله بيجا در کاري کردن. summarize خلاصه کردن، مختصر کردن، خلاصه (چيزي) بودن simplifies ساده کردن، اسان تر کردن، مختصر کردن simplify ساده کردن، اسان تر کردن، مختصر کردن drop by بکسي سر زدن، ديدن، مختصر کردن. squabble ستيزه، داد و بيداد، نزاع مختصر retrench کم کردن، کاهش دادن، کسر کردن glance نگاه، لمحه، اشاره sprinkle پاشيدن، افشاندن، ترشح کردن