مخرب معنی انگلیسی destructive fatal pernicious ruinous whirlwind واژههای انگلیسی با این معنی destructive competition رقابت مخرب، رقابت زيان آور destructive operation عمليات مخرب destructive read خواندن مخرب destructive read out بازخواني مخرب. non-destructive inspection بازرسي غير مخرب nondestructive خواندن غير مخرب nondestructive storage انباره غير مخرب over-sulphation of battery سولفاتي شدن مخرب antisatellite وابسته به جنگافزارهاي مخرب ماهواره ها، پاد ماهواره، ضد سفينه vitiator تباه سازنده، مخرب، معيوب کننده wrackful ويرانگر، مخرب، خراب کننده withering خراب کننده، مخرب، افسرده suicidal وابسته به خود کشي، مخرب ndro NonDstructive ReadOut، خواندن غير مخرب paravane الت مين جمع کن کشتي، اژدر مخرب دريايي. wasting ويرانگر، بر باد دهنده، مخرب pernicious زيان آور، مضر، مخرب destructive ويران کننده، خراب کننده، مخرب subversive براندازنده، واژگون سازنده، مخرب rooter پوزبزمين زدن، زمين کن، ريشه کننده wreakful انتقامجو، عصباني، خراب کننده Hun نژاد در بدر اسيايي 00000 کردند، هان، هون ferine وحشي، غيراهلي، مهلک feral وحشي، غيراهلي، کشنده