مخلوق معنی انگلیسی creature واژههای انگلیسی با این معنی Wight مخلوق، موجود زنده، بشر uncreated غير مخلوق، ابدي.، ازلي created آفريده - مخلوق creature آفريده - مخلوق - حيوان زبان بسته - جانور -، روزي خوار blastie ناقص الخلقه، مخلوق اعجوبه و زشت. caissa کايسا، الهه شطرنج مخلوق سر ويليام جونز commonalty توده، عوام مردم، مخلوق antediluvian وابسته به پيش از طوفان، در خور پيش از طوفان، مخلوق پيش از طوفان being هستي، وجود، افريده aposteriori پسين، موخر بر تجربه، (من.) از معلول بعلت رسيده