مدرسه
معنی انگلیسی
academy school
واژههای انگلیسی با این معنی
- scholastic مدرسه اي، اموزشگاهي، مطابق اصول اموزشگاهها
- scholastical مدرسه اي، اموزشگاهي، استادانه
- school fellow هم مدرسه، هم شاگردي
- school mate هم مدرسه، هم شاگردي
- schoolmate هم مدرسه، دوست.
- schoolwork درس مدرسه، تکليف شبانه دانشجو.
- schoolteacher معلم مدرسه، آموزگار، دبير
- schoolyard حياط مدرسه، محوطه ي مدرسه
- schoolgirl دختر مدرسه، شاگرد
- unschooled مدرسه نرفته، تعليم نگرفته، کار اموزي نکرده .
- school counselor مشاور مدرسه
- school phobia مدرسه هراسي
- school truancy مدرسه گريزي
- scholasticism شيوه مدرسه اي، اصول اموزشگاه هاي قرون ميانه
- preliminary school مدرسه ابتدائي
- dayschool مدرسه ي روزانه، مدرسه اي که فقط در روز کلاس دارد
- summer school مدرسه تابستاني، کلاس تابستاني.
- technical college مدرسه عالي فني، دانشکده فني
- grade school مدرسه ابتدايي.
- grammar school مدرسه ابتدايي.
- school of tecnology مدرسه عالي فني
- trade school مدرسه حرفه اي.
- yeshiva مدرسه ي يهوديان، مدرسه ي علوم ديني يهوديان
- schooltime ساعات درس مدرسه، دوره تحصيلي.