مذاکره
معنی انگلیسی
discussion negotiation parley talk
واژههای انگلیسی با این معنی
- renegotiation مذاکره مجدد.
- invitation to treat دعوت به مذاکره، پيشنهاد معامله
- renegotiate دوباره مذاکره کردن
- sales talk مذاکره وبازار گرمي براي فروش.
- pourparley جلسه غير رسمي براي مذاکره در اطراف عهد، نامه يا موافقت نامه، تبادل نظر کردن.
- parlance گفتگو، مذاکره، صحبت
- colloquies گفتگو، مذاکره، صحبت
- colloquy گفتگو، مذاکره، صحبت
- pourparler گفتگو، مذاکره
- interlocutory گفتگويي، مذاکره اي، موقتي
- negotiate گفتگو کردن براي معامله، مذاکره کردن، وارد معامله شدن
- treater طرف معامله، مذاکره کننده، طرف گفتگو.
- proceed with deliberations شروع مذاکرات، اقدام به مذاکره
- symposia بزم پس ازشام، مجلس مذاکره دوستانه، مقالات گوناگون درباره يک موضوع
- symposium بزم پس ازشام، مجلس مذاکره دوستانه، مقالات گوناگون درباره يک موضوع
- talk out بوسيله بحث شفاهي موضوعي را روشن کردن، مطرح مذاکره قرار دادن.
- interview ديدار (براي گفتگو) مصاحبه، گفتگو، مذاکره
- interlocution گفتگو، مکالمه، مذاکره
- discussion بحث، گفتگو، مذاکره
- converse گفتگوکردن، صحبت کردن، مذاکره کردن
- telephone conversation مکالمه تلفني، گفتگوي تلفني، مذاکره تلفني
- conversation گفتگو، مکالمه، محاوره
- conference مشاوره، کنگاش، گفتگو
- confer بخشيدن، اعطاء کردن، واگذارکردن