مربی اسب معنی انگلیسی turfman واژههای انگلیسی با این معنی breeder مربي اسب exercise boy مربي اسب buckaroo گاوچران، مربي اسب. buckeroo گاوچران، مربي اسب. trainer تربيت کننده، مربي، اسب پرور horsewoman سوار اسب، سوار، سوارکار