مرتکب
معنی انگلیسی
perpetrator
واژههای انگلیسی با این معنی
- perpetrator مرتکب
- simoniac مرتکب
- commit مرتکب شدن، سپردن، ارجاع کردن
- perpetrate مرتکب شدن، کردن
- committable مرتکب شدني
- bloodguilty مرتکب خونريزي، مقصريامسئول ادم کشي، جنايت کار
- committing an offence مرتکب جرمي شدن
- rapist مرتکب زناي بنعف
- commit a crime مرتکب جنايتي شدن
- incestuous مرتکب زنابا محارم، ناشي از زنا کاري با محارم
- double adultery زناي محصنه در حالتي که مرتکب آن مرد، زن دار باشد
- burglarious مرتکب يا وابسته به عمل وارد شدن به خانه اي، درشب بقصد ارتکاب جرم
- stealer دزد، مرتکب سرقت.
- guiltier گناهکار، مقصر، مرتکب
- guiltiest گناهکار، مقصر، مرتکب
- guilty گناهکار، مقصر، مرتکب
- voluntary manslaughter قتل غير عمد با سوء نيت نسبي، عبارت از حالتي است که قاتل در اثر غلبه، هيجان و غليان احساسات مرتکب قتلي شود
- persistent offender مجرم مصر به تکرار جرم، در CL هر گاه کسي پس از رسيدن به 21 سال، سه بار مرتکب جرايمي که مجازاتشان حبس
- parol arrest جلب شفاهي، توقيف شفاهي، جلب و توقيف فردي که در حضور رئيس دادگاه
- violaor متخلف، متجاوز، پيمان شکن
- speaking with prosecutor توافق باشاکي، در جرايم عليه افراد که از نوع جنحه باشد، دادگاه به متهم اجازه مي دهد که پيش از