مرحله به مرحله
معنی انگلیسی
piecemeal
واژههای انگلیسی با این معنی
- creeping attack تک مرحله به مرحله، تک خيز به خيز، تک هماهنگ شده ضد زيردريايي
- phased attack تک مرحله به مرحله، تک مرحله بندي شده، حمله مرحله بندي شده
- phased array ترتيب مرحله به مرحله، جريان مرحله به مرحله بندي شده
- creeping barrage سد آتش مرحله به مرحله، سد آتش خيز به خيز
- sequenced ejection سيستم پرتاب مرحله به مرحله، سيستم پرتاب چند مرحله اي
- mask design آخرين مرحله از طراحي مدار مجتمع که به، وسيله آن طرح مدار از طريق پوشش هاي، چندگانه مربوط به لايه هاي گوناگون مدار
- one for one مرحله اي غالبا" مربوط به يک اسمبلر که، در آن يک جمله زبان منبع به يک دستور کار، زبان ماشين تبديل مي شود
- gastrulation مرحله ي تبديل جنين از تنداله به کماله، کمالگي، ريز شکم شدن
- estrus مرحله تحريکات جنسي زنان که دران زن ميل به، نزديکي بامرد وقابليت ابستن شدن رادارد.
- esturm مرحله تحريکات جنسي زنان که دران زن ميل به، نزديکي بامرد وقابليت ابستن شدن رادارد.
- leapfrog حرکت خيز به خيز، پيش روي مرحله به مرحله، پله پله حرکت کردن
- initiatory نخستين، وابسته به نخستين مرحله، دخولي
- irrationlism فلسفه غير عقلي، اصول عقايد کساني که رسيدن به مرحله، يقين را از طريق اشراق و الهام ممکن
- finallist پايان رس، کسي که در مسابقه به مرحله نهايي برسد.
- burnout خاموش شدن، تمام شدن سوخت موشک و ورود آن به مرحله ي، افت آزاد يابه مرحله ي دورافکني
- telial وابسته به هاگينه ي قارچي، وابسته به مرحله ي پاياني زندگي قارچ زنگ
- G. -1 نشانه مقدار ثابت نيوتون براي نيروي جاذبه، -2 مخفف کلمات زير است :، گرم
- transition انتقال، عبور، تغييراز يک حالت به حالت ديگر
- transitionally انتقال، عبور، تغييراز يک حالت به حالت ديگر
- nth در مرحله چند، در مرتبه بيشمار.، به مقدار n
- phaseout پسرفت گام به گام، خاتمه ي مرحله دار، پايان تدريجي
- partial shipment حمل به دفعات، حمل در چند مرحله، حمل تدريجي
- precancerous وابسته به قبل از سرطان، مرحله قبل از سرطاني.