مسافرخانه معنی انگلیسی hospice hostel hostelry inn tavern واژههای انگلیسی با این معنی hospice مسافرخانه، منزل، اسايشگاه inn مسافرخانه، مهمانخانه خان، کارونسرا serai مسافرخانه، کاروانسرا، کاخ auberge مسافرخانه، مهمانسرا ryokan مسافرخانه، مهمانسرا lodging house مسافرخانه lodging-house مسافرخانه innyard حياط مسافرخانه dosshouse مسافرخانه ي ارزان innkeeper صاحب مهمانخانه يا مسافرخانه، کارونسرادار، مهمانخانه دار rest house مسافرخانه اي که بنگاه يا اداره اي براي، مامورين خود داير مي کند american plan مسافرخانه اي که مسافرين پول غذا و اطاق را، يکجا پرداخت ميکنند. spital بيمارستان، مسافرخانه ي کنار جاده hotelier هتلدار، مهمانسرادار، مسافرخانه چي hosteler مهمان دار، مقيم شبانه روزي.، مشتري مسافرخانه padrone رئيس کشتي، بازرگاني در مديترانه، صاحب مسافرخانه ايتاليايي alms-house گداخانه، لنگرخانه، دارالمساکين