مسدود
معنی انگلیسی
barred closed shut
واژههای انگلیسی با این معنی
- blocked opening در مسدود، درگاه بسته
- crossed cheque چک مسدود
- blocked cuurency پول مسدود، پول غيرقابل انتقال به خارج، از کشور
- plug weld جوش مسدود
- closed loop حلقه مسدود، حلقه بسته
- obturator مسدود کننده، شامه مسد ده، ماهيچه مسد ده
- close-grained بلوري مسدود
- closed subroutine زيرروال مسدود، زيرروال بسته
- close aneal باز پختن مسدود، گداختن مسدود
- frozen assets دارائيهاي مسدود، دارائي که بعلت ادعاي، فرد يا افرادي قابل فروش نميباشد
- stop valve دريچه مسدود کننده
- barred spiral galaxy کهکشان مارپيچي مسدود، کهکشان مارپيچي ميله دار
- bulid up با سنگ يا آجر مسدود کردن، روکش کردن، نوسان کردن
- adobe shooting خرج گذاري مسدود (مهندسي)
- gas cycle reactor رآکتور با مدار گردش گازي مسدود
- barred بسته، مسدود، شن گرفته
- closed بسته، مسدود.
- obstruct بستن، مسدود کردن، مانع فراهم کردن براي
- obstructor بستن، مسدود کردن، مانع فراهم کردن براي
- occlude بستن، مسدود کردن، گرفتن
- obturation بستن، مسدود سازي، بستگي
- obtruate بستن، مسدود کردن
- obturate بستن، مسدود کردن
- oppilate بستن، مسدود کردن