دیکشنری فارسی

oppilate

معنی فارسی

بستن مسدود کردن

معنی کامل و مثال‌ها

/äp´ǝ lāt´/vt.

● (نادر) بند آوردن (روده‌ها و مسامات بدن)، گرفتن، مسدود کردن

واژه‌های دیگر با معنی «بستن»

همین دیکشنری روی گوشی

همهٔ ۲۹۱٬۲۱۲ واژه، بدون نیاز به اینترنت.

دریافت اپلیکیشن