مسهل معنی انگلیسی aperient laxative purgative purge purger واژههای انگلیسی با این معنی melanagogue مسهل السواد (درطب) elaterium داروي مسهل که ازشيره خرخيارميسازند purging پاک کننده، مسهل، تهي سازي روده purgative کار کن، مسهل، پاک کننده aperient ملين، مسهل، داروي ملين. cholagogue داروي زرداب کش، مسهل صفرا cathartic پاک کننده، کار کن، مسهل expellent بيرون اندازنده، خارج کننده، مسهل kathartic پاک کننده، کارکن، مسهل physic پزشکي، طبابت، کارکن physicked پزشکي، طبابت، کارکن physicking پزشکي، طبابت، کارکن natural philosophy پزشکي، طبابت، کار کن expellant بيرون اندازنده، خارج کننده، دافع drastic کارگر، موثر، قوي drastically کارگر، موثر، قوي sol. = solution، محلول، -1 فرآورده مايعي از يک يا چند ماده شيميائي