مصادره معنی انگلیسی expropriation seizure واژههای انگلیسی با این معنی confiscation of property مصادره مال appropriable مصادره پذير، ضبط کردني، گرفتني call into requisition به مصادره گرفتن put into requisition به مصادره گرفتن attainture مصادره ي اموال و سلب حقوق مدني، ننگ، آبروريزي bill of attainder لايحه قانوني مصادره اموال کساني که به، علت خيانت يا جنايت محکوم شده باشند conscription of wealth مصادره اموال در زمان جنگ به وسيله دولت impressment سخره، مصادره، بکار اجباري گماري impressmeat باز گيري، مصادره، وادارسازي بخدمت لشکري يا دريايي seizing ضبط، مصادره، تصرف confiscation ضبط، توقيف، مصادره confiscate ضبط کردن، توقيف کردن، مصادره کردن requisition درخواست، تقاضا، بازگيري