مصالحه کردن معنی انگلیسی compromise واژههای انگلیسی با این معنی buy off باپول مصالحه کردن، تطميع کردن. compromis سازش، تسليم، مصالحه accord (.vt.& vi): جورکردن، وفق دادن، اشتي دادن compromise مصالحه، صلح، ميانه گيري