مطابق
معنی انگلیسی
agreeable according correspondent
واژههای انگلیسی با این معنی
- correspoundent مطابق، مترادف، خبرنگار
- correspounding مطابق، مکاتبه کننده، متقابل
- agreeably to مطابق، موافق، برحسب
- even with مطابق
- corresponding to مطابق با، مطابق
- complied with مطابق با
- conform مطابق کردن، برابرکردن، جورکردن
- establishmentarian مطابق کردن، برابرکردن، جورکردن
- correspound مطابق بودن، مناسب بودن، مکاتبه کردن
- barometrical مطابق هواسنج، وابسته به سنجش فشار هوا
- barometric مطابق هواسنج، مربوط بهواسنج
- traditionally مطابق احاديث، نقلا، تواترا
- trendy مطابق آخرين مد، مد روز، باب روز
- accentually مطابق تکيه صدا، بدانسان که تکيه صدارانشان دهد
- medically مطابق قاعده طبي، به آيين پزشکي، از نظر پزشکي
- ethically مطابق علم اخلاق، ازجهت اخلاقي، اخلاقا
- biblical مطابق کتاب مقدس، وابسته به کتاب مقدس
- pedagogically مطابق علم آموزش، مطابق فن تعليم
- musically مطابق اصول موسيقي، بطور خوش آهنگ
- metronomic مطابق ميزانه شمار
- symptomatic مطابق نشانه بيماري، نماينده، حاکي
- classic مطابق بهترين نمونه، درجه اول، دانشمند ادبيات باستاني (يونان)
- cut and dry مطابق نقشه وبرنامه، شسته وروفته .
- accordantly بطور موافق يا مطابق، چنانکه جور باشد