مطمئن معنی انگلیسی assured confident definite sound positive safe secure sure tried واژههای انگلیسی با این معنی confident مطمئن، گستاخ، بي پروا safe life عمر مطمئن self confident مطمئن بخود. supersub ذخيره مطمئن safe working load بارکاري مطمئن secure OF victory مطمئن به پيروزي self assured مطمئن بنفس خود. surefire (ز.ع .- امر.) يقين، مطمئن، نتيجه بخش. whole hearted خاطرجمع، مطمئن، صميمانه assured خاطر جمع، مطمئن، بيمه شده cocksure يقين، مطمئن، حتمي whole-hearted صميمانه، مطمئن full-hearted باجرات، مطمئن trustful معتمد، مطمئن bravura اظهار شجاعت و دلاوري، روحيه مطمئن وامرانه .، قطعه ي پر آب و تاب که برا sure يقين، خاطر جمع، مطمئن assuror بيمه کننده ء عمر، اطمينان دهنده، مطمئن سازنده . fail safe ماسوره تامين شده از نظر عمل کرد، دستگاههاي داخلي، ماسوره مطمئن العمل doubtlessly بي شک، بدون شک، بدون ترديد relied اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن relies اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن rely اعتماد کردن، تکيه کردن، اطمينان داشتن secure امن، محفوظ، بي خطر positive مثبت، قطعي، محقق