مظهر معنی انگلیسی emblem embodiment epitome incarnation paragon personification soul totem wellspring واژههای انگلیسی با این معنی authority figure مظهر قدرت comus کوموس دارگونه ي جوان که مظهر جشن و سرور، بود sun disk (مصر قديم) صفحه بالدار مظهر خداي افتاب. kalki نام دهمين واخرين مظهر vishnu خداي بزرگ هندوها personification اعطاي شخصيت بچيزهاي بي جان و خرد، ادم سازي، مجسم سازي microcosm جهان کوچک، عالم صغير، خلاصه عالم microcosmic جهان کوچک، عالم صغير، خلاصه عالم microcosmical جهان کوچک، عالم صغير، خلاصه عالم flower گل، شکوفه، کف Mars بهرام، مريخ، نامدارگونه جنگ picture تصوير، صورت، پيکر manifestation آشکار سازي، ابراز، ظهور showing نمايش، جلوه، ارائه